خلاصه و نقد کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن اثر رابرت جانسون
کتاب «زندگی نزیسته ات را زندگی کن: آزاد شدن از زندانهای تکرار و روزمرگی بعد از سی سالگی» نوشتهی رابرت الکس جانسون، در سال ۲۰۰۷ میلادی منتشر شده است. نویسنده که یک روانشناس تحلیلی نیز بوده است، در این کتاب دربارهی چگونگی مواجهه با احساس پوچی، حسرت و نارضایتی در نیمهی دوم زندگی میپردازد. من این کتاب را با ترجمهی سیمین موحد در طاقچه خواندم و در این نوشته، کمی دربارهاش مینویسم.
خلاصه کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن نوشتهی رابرت جانسون
نویسنده بیان میکند که در زندگی، هر چیزی را که انتخاب کنیم (یا برایمان انتخاب شود) باعث میشود چیزی دیگری وجود داشته باشد که انتخاب نشده است؛ مسیری که هر یک از ما در زندگی پیمودهایم، یک راه از میان میلیاردها گزینه و انتخاب و تصمیم ناگرفته و مسیر ناپیموده بوده است؛ دغدغهی انسان در میانسالی این است که از چه حجمی از راههای پیموده شده (زندگی زیسته) نادم و پشیمان است و چه میزان از راههای نرفته (زندگی نزیسته) را با دیدهی حسرت مینگرد. مشکل اینجاست که «زندگی نزیسته» جایی در ضمیر ناخودآگاه ماست و در اثر عدم استفاده یا توجه از بین نمیرود، بلکه مانند آتش زیر خاکستر است که با افزایش سنّمان سر برمیآورد و خود را به شکل احساس پوچی، حسرت یا نارضایتی نشان میدهد.
برای حل مشکل نویسنده پیشنهاد میدهد به جای انکار یا سرکوب زندگی نزیسته، آن را آگاهانه بپذیریم و تلاش کنیم میان جنبههای متضاد شخصیت خود تعادل برقرار کرده و راهی برای ابراز و تجربهی بخشی از زندگی نزیسته، در زندگی کنونی خود پیدا کنیم.
نقد کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن اثر رابرت جانسون
-
از آنجایی که نویسنده، یک رواندرمانگر یونگی بوده است، نقل قولهای زیادی از کارل یونگ (روانشانس سوئیسی) در کتاب وجود دارد، از جمله «بزرگترین باری که کودک باید به دوش بکشد، زندگی نزیسته والدین است»؛ به عقیده نویسنده، ضدیّت با تاثیر والدین همانند سازش با آن، محدود کننده است. همچنین باید توجه کرد که بسیاری از ایدههای یونگ، پشتوانهی علمی محکمی ندارند، بنابراین نباید آنها را بهعنوان واقعیت اثباتشده در نظر گرفت.
-
نویسنده معتقد است بسیاری از عشقها در واقع حاصل فرافکنی زندگی نزیستهی ما هستند؛ یعنی ویژگیها، آرزوها و بخشهای سرکوبشدهی وجودمان را در فردی دیگر میبینیم و به او دل میبندیم؛ اما از نظر او، رابطه زمانی پختهتر میشود که این بخشهای نزیسته را در خودمان بشناسیم و مسئولیت آنها را بپذیریم، نه اینکه انتظار داشته باشیم دیگری آنها را برای ما زندگی کند.
-
نویسنده عقده (کمپلکس) را اینگونه تعریف میکند: الگوهای روانی که میتوانند مثبت یا منفی باشند و با عواطف شدید همراهند؛ عقدهها بر پایهی تجربهی گذشته، انتخابهایمان را سادهتر میکنند، اما همزمان آزادیمان را هم محدود کرده و دست و پایمان را به گذشته میبندد. نمیتوان از شر عقدهها خلاص شد، اما میتوانیم آنها شُلتر کنیم و تنوع و دامنه واکنشمان را وسیعتر کنیم.
-
نویسنده همچنین داشتن یک روتین منظم را برای حفظ تعادل ضروری میداند و میگوید: «بیشتر افراد به اعمال منضبطی چون نماز یا مراقبه احتیاج دارند تا زندگیشان را متعادل نگه دارد.»
-
یکی دیگر از نکاتی که در کتاب مورد بررسی قرار میگیرد در مورد مفهوم رویاست؛ نویسنده میگوید که رویاها، پیامهایی از ناخودآگاه هستند و میتوانند بخشهای نادیدهگرفتهشدهی وجود ما، از جمله زندگی نزیستهمان، را آشکار کنند. از نظر او، نباید رویاها را صرفاً اتفاقات بیمعنا دانست؛ بلکه باید به تصاویر و نمادهای آنها توجه کرد، چرا که ممکن است راهنمایی برای رسیدن به تعادل و یکپارچگی روانی باشند.
-
در کتاب نویسنده از دو الگوی شخصیتی به نام «جوانِ ابدی» و «پیرِ خردمند» برای توضیح دو نیروی متضاد در انسان استفاده میکند؛ «جوانِ ابدی» ماجراجو، خلاق، آزاد و در عین حال، غیرمسئول و دمدمی مزاج است. «پیرِ خردمند» منضبط، مسئولیتپذیر، منظم و درعین حال خُشک و محافظهکار است. از نظر نویسنده از طریق ایجاد تعادل بین این دو نیرو، میتوانیم رشد کنیم؛ یعنی در عین حفظ کنجکاوی و خلاقیت جوان ابدی، از پختگی و آگاهی پیر خردمند نیز بهره ببریم.
-
به نظر برخی از خوانندگان، کتاب شروعی بسیار قدرتمند دارد. فصلهای ابتدایی بهخوبی با مخاطب ارتباط برقرار میکنند و همین موضوع انتظارات را برای ادامه و راهکارهای مطرحشده افزایش میدهد. با این حال، در ادامه کتاب تا حدی از کیفیت اولیه فاصله میگیرد و ممکن است برای برخی خوانندگان ناامیدکننده باشد.
آیا شما کتاب «زندگی نزیسته ات را زندگی کن: آزاد شدن از زندانهای تکرار و روزمرگی بعد از سی سالگی» اثر رابرت جانسون را خواندهاید؟ خوشحال میشوم که نظرتان دربارهی این کتاب را بنویسید.
برچسبها:مرتضی اسدی،معرفی کتاب،
