خلاصه و نقد موشها و آدمها اثر جان اشتاین بک
موشها و آدمها، رمان کوتاهی از جان اشتاین بک است که در سال ۱۹۳۷ منتشر شده و داستانش درباره دو کارگر در دوران رکود اقتصادی آمریکا (دههی ۱۹۳۰) است. من این کتاب را با ترجمهی پرویز داریوش خواندم و در این نوشته، کمی دربارهاش مینویسم.
خلاصه کتاب موشها و آدمها از جان اشتاین بک
داستان در دههی ۱۹۳۰ و دوران رکود اقتصادی آمریکا رخ میدهد؛ شخصیتهای داستان دو کارگر به نامهای جورج و لِنی هستند؛ جورج باهوش و ریزاندام، و لِنی قویهیکل و کمهوش است. آن دو در رویای داشتن یک مزرعه برای خوشان هستند و در جستجو برای کار، از شهری به شهر دیگر میروند و سرانجام در یک مزرعه مشغول به کار میشوند. در ادامه لِنی به دلیل ناتوانی ذهنی، ناخواسته باعث مرگ همسرِ پسر مالک مزرعه میشود و کارگران تصمیم به قتل او میگیرند؛ جورج برای اینکه لِنی به دست دیگران (به صورت فجیع) کشته نشود، خودش او را میکشد.
نقد کتاب موشها و آدمها از جان اشتاین بک
رمان موشها و آدمها، یکی از مشهورترین آثار جان اشتاین بک است. کتاب با زبانی ساده و تأثیرگذار، تصویری واقعگرایانه از فقر ارائه میدهد؛ طوری که داشتن یک تکّه زمین و حداقلهای یک زندگی، تنها آرزوی اکثر شخصیتهای داستان است، که البته به دلیل نابرابری اجتماعی، برای اکثریت آرزویی دست نیافتنی است. تنهایی، موضوع دیگری است که تقریباً تمام افراد حاضر در داستان -فارغ از طبقهی اجتماعی- با آن دست به گریبانند، خواه کارگری مثل لِنی باشد، خواه کروکس (مهتر سیاهپوست) یا همسر کارلی (رئیس مزرعه). پایانِ داستان تلخ و گزنده است؛ جورج میداند که لِنی ناخواسته و بدون هیچ سوء نیتی مرتکب قتل شده و جورج با علم به ناتوانی ذهنی لِنی، او را میکشد، اقدامی از سر دلسوزی و ناچاری. برای جلوگیری از شکنجه و زجرکش شدن لِنی به دست کارگران و مالک مزرعه؛ اقدامی که تراژدیِ داستان را تکمیل میکند.
آیا شما رمان موشها و آدمها از جان اشتاین بک را خواندهاید؟ نظرتان دربارهی این کتاب چیست؟
برچسبها:مرتضی اسدی،معرفی کتاب،
