خلاصه و نقد در ستایش اتلاف وقت اثر آلن لایتمن

کتاب در ستایش اتلاف وقت نوشته‌ی آلن لایتمن در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است. نویسنده در این کتاب بیان می‌کند که تکنولوژیِ جدید، قدرت تمرکز، آرامش و خلاقیتِ انسان امروزی را تهدید می‌کند. من این کتاب را به تازگی و با ترجمه‌ی عرفان حسن‌زاده با عنوان «خوشا اتلاف وقت!» در طاقچه خواندم و می‌خواهم کمی درباره‌اش بنویسم.

خلاصه کتاب در ستایش اتلاف وقت (خوشا اتلاف وقت) از آلن لایتمن

این کتاب در ۸ فصل نوشته شده است. در ابتدای کتاب نویسنده به این اشاره می‌کند که جوامع مدرن شیوه‌ی افراطی و شاید جنون‌آمیز در استفاده از زمان را دارند؛ بسیار از افراد برای هر دقیقه از زمان روز خود برنامه‌ای دارند و مهمتر اینکه برای بسیاری از ما، چند دقیقه تنها ماندن بدون استفاده از گوشی هوشمند ناممکن شده است. در ادامه‌ی کتاب به ریشه‌های این امر پرداخته شده است مثل شبکه (اینترنت و شبکه‌های اجتماعی) یا عبارت معروف «زمان یعنی پول» که پس از انقلاب صنعتی تا به امروز پذیرفته شده است. سپس نویسنده به فواید فراغت ذهن برای پرورش خلاقیت فردی می‌پردازد. در پایان کتاب هم نویسنده توصیه‌هایی برای فراغت، ذهن آزاد و افزایش تمرکز پیشنهاد می‌دهد.

در ستایش اتلاف وقت (خوشا اتلاف وقت) از آلن لایتمن

نقد کتاب در ستایش اتلاف وقت (خوشا اتلاف وقت) اثر آلن لایتمن

  • عنوان کتاب کمی مبهم به نظر می‌رسد، اتلاف وقت مدّ نظر نویسنده به معنی گذراندن وقت به بطالت نیست بلکه منظورش اختصاص زمان‌هایی است برای سکوت و تنها ماندن با افکارمان.

  • نویسنده معتقد است که نسبت به گذشته، زندگی ما با اضطراب و استرس بیشتری همراه شده است و دلیل آن را FOMO (ترسِ از دست دادن) می‌داند: نوعی اضطراب یا نگرانی که فرد به دلیل احساس از دست دادن یا جاماندن از تجربیات، رویدادها یا فرصت‌ها به آن دچار می‌شود. این احساس به ویژه در دنیای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی رایج است، جایی که افراد به طور مداوم در معرض تصاویری از زندگی دیگران قرار دارند. همچنین نویسنده می‌گوید که پیشرفت فناوری و ظهور اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، شیوه تفکر ما و خصلت‌های اجتماعی و روانی ما تغییر داده است، با وجود آن‌ها؛ سکوت، زمان موردنیاز برای تفکر و تامل، فضاهای خالی ذهن و حریم شخصی (که روزی متلق به ما بود) از بین رفته است.

  • یکی از موارد جالب که کتاب به آن اشاره می‌کند آزمایشی است که در آن از شرکت‌کنندگان خواسته شد که ۲۰ دقیقه روی یک صندلی بدون وسایل ارتباطی مثل ساعت یا گوشی هوشمند بنشینند و هیچ‌کاری انجام ندهند. در کنار صندلی یک دکمه وجود داشت نوعی شوک الکتریکی ناخوشایند به فرد وارد می‌کرد. پس از گذشت ۱۲ دقیقه، ۶۷٪ مردان و ۲۵٪ زنان ترجیح دادند به جای آنکه با افکارشان خلوت کنند، دکمه را فشار دهند و به خودشان شوک وارد کنند.

  • یکی دیگر از تحقیقات مهم دیگر در کتاب پژوهشی بود که بیان می‌کرد سرعت راه‌رفتن عابران پیاده در ۳۲ شهر در بازه‌ی زمانی ۱۰ ساله (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵) ۱۰٪ افزایش پیدا کرده است.

  • جملاتی در کتاب وجود دارد که شبیه جملات قصار هستند و به خاطر سپردن آن‌ها خالی از لطف نیست، از جمله: «زندگی کوتاه‌تر از آن است که وقتت را به بطالت کنار آدم‌هایی که دوستشان نداری بگذرانی.» یا «یادم می‌آید ثورو نوشته بود: «جزئیات فقط زندگی ما را هدر می‌دهند»، «سادگی، سادگی و سادگی. منظورم این است که نگذارید مشغله‌هایتان از دو یا سه تا بیشتر شده و به صد یا هزار تا برسند.» «جوری باید در جهان زندگی کنم که رضایتمندی را به خود هدیه کنم، چرا که فرصت زندگی کوتاه است و باید در این زندگی، از خودمان راضی شویم.»

  • نویسنده در کتاب به یکی از تناقض‌های فناوری نوین اشاره می‌کند: اینکه پیشرفت‌های فنی و دستگاه‌های بیشتر، به جای اینکه اوقات فراغت بیشتری ایجاد کنند، منجر به ایجاد انتظارات بیشتر شده‌اند. ما با مطالبه‌ی بیشتر در بهره‌وری، فقط حجم کار و سرعت زندگی را افزایش می‌دهیم.

  • ارجاعات به مقالات علمی در تمامی فصل‌های کتاب وجود دارد که این امر منجر به عدم انسجام کافی بخش‌های کتاب و طولانی‌تر شدن آن شده است، در حالی که بدون ارجاعات پراکنده و یکی دو خطی، احتمالاً نویسنده بهتر می‌توانست در حجم کمتر و منسجم‌تر به بیان مفاهیم مورد نظرش بپردازد.

  • نویسنده در پایان کتاب پیشنهادات مفیدی ارائه می‌دهد: از جمله داشتن زنگ ۱۰ دقیقه‌ای سکوت در کلاس درس که در آن مدت دانش‌آموزان بی‌سر و صدا افکارشان را در دفترچه‌ای بنویسند. یا داشتن ساعت خاموشی در خانه که در آن ساعت، همه دستگاه‌ها مثل تلویزیون، گوشی و رایانه خاموش باشند و اعضای خانواده با یکدیگر گفتگوی آرام داشته باشند. یا وجود داشتن محیط‌های عمومی بدون صفحه‌ی نمایش که در آن همراه داشتن دستگاه‌های دیجیتال ممنوع باشد. همچنین افراد می‌توانند به این فکر کنند که هر روز وقت‌شان را چگونه می‌گذرانند و باید بکوشند که نیم‌ساعت دور از دنیای سیم‌ها و ابزارهای الکترونیکی، قدم بزنند، مطالعه کنند یا در سکوت بنشینند.

آیا شما کتاب در ستایش اتلاف وقت (خوشا اتلاف وقت) اثر آلن لایتمن را خوانده‌اید؟ نظرتان درباره‌ی این کتاب چیست؟


برچسب‌ها:،،
مرتضی اسدی
مرتضی اسدی
سلام! من مرتضی اسدی هستم، یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار و در این وبلاگ دست‌نوشته‌هایم را می‌نویسم.