نقد و خلاصه‌ی فیلم بدون تاریخ، بدون امضاء اثر وحید جلیلوند

فیلم «بدون تاریخ، بدون امضاء» سومین اثر سینمایی وحید جلیلوند است. از فیلم‌های موفق قبلی این کارگردان می‌توان به فیلم سینمایی «چهارشنبه 19 اردیبهشت» اشاره کرد که از نظر من فیلم خوبی بوده است. همپنین چند روز پیش در شبکه‌های اجتماعی تعاریف عمدتاً مثبتی از این فیلم خواندم و نهایتاً به اتفاق چند تن از دوستان، به تماشای آن رفتیم. در این نوشته قصد دارم اندکی درباره این فیلم بنویسم. پیش از هر چیز ابتدا اجازه دهید که خلاصه داستان این فیلم را از زبان من بخوانید:

خلاصه‌ی فیلم بدون تاریخ، بدون امضاء اثر وحید جلیلوند

داستان از جایی شروع می‌شود که دکتر کاوه نریمان که در پزشکی قانونی کار می‌کند در یک شب با یک موتورسیکلت تصادف می‌کند، پدر و پسری که سوار بر موتور بودند ظاهراً آسیبی نمی‌بینند و دکتر نریمان که بیمه‌ی شخص ثالث خودرواش تمام شده است از تماس با پلیس برای آمدن در صحنه تصادف خودداری می‌کند و در عوض با دادن مبلغی پول به پدر موتورسوار سعی در خاتمه دادن به قضیه می‌کند. پدر و پسر نیز پس از گرفتن پول به راه می‌افتد و علیرغم اصرار دکتر نریمان برای مراجعه به بیمارستان، به خانه می‌روند.

صبح روز بعد دکتر نریمان در محل کار متوجه جسد پسربچه‌ای می‌شود که گفته می‌شود در ساعت ۳ نیمه شب به علت مسمومیت غذایی به بیمارستان برده شده و در نهایت جان سپرده است. دکتر نریمان وقتی به بالای سر پسرک می‌رسد متوجه می‌شود که اون همان پسر دیشب است که با آنها تصادف کرده است و این شک در او پدید می‌آید که شاید تصادف دیشب منجر به مرگ او شده است؛ با این حال وی از رویارویی با پدر و مادر پسرک که برای تحویل گرفتن جسد وی آمدند، خودداری می‌کند. آزمایشگاه پزشکی قانونی علت مرگ را مسمومیت غذایی اعلام می‌کند و در ادامه داستان متوجه میشویم که پدر آن خانواده به دلیل مشکلات مالی، مرغ مرده برای غذای خانواده‌اش خریداری کرده که نهایتاً منجر به مرگ پسرش شده است. پدر برای کاهش عذاب وجدان خود به سراغ فروشنده مراغ‌های مرده رفته و با وی درگیر می‌شود، این درگیری منجر به مرگ فروشنده شده و پدر به زندان می‌افتد. در همین حال دکتر نریمان با جستجو و تحقیق بیشتر متوجه می‌شود که احتمال جابجایی مهره گردن پسرک نیز می‌تواند دلیل مرگ بوده باشد. دکتر نریمان پس از فهمیدن ماجرا در زندان با پدر ملاقات کرده و همه چیز را به او می‌گوید.

نهایتاً پس از از ماجراهایی دکتر نریمان تصمیم به نبش قبر پسرک برای معاینه مجدد جسدش می‌گیرد، این بار برخلاف دفعه‌ی اول، دکتر کاوه نریمان خودش جسد را معاینه کرده و علت مرگ پسرک را جابجایی مهره گردن تشخیص می‌دهد. با این تشخیص، دکتر نریمان در دادگاه به عنوان متهم شناخته شده و محکوم به پرداخت دیه می‌شود. در راه بازگشت از دادگاه، همسر دکتر نریمان از وی سوالاتی در خصوص جلسه دادگاه می‌کند و از او می‌پرسد چرا جزئیاتی که منجر به تبرئه شدنش می‌شده است-از جمله مراجعه نکردن پسرک به بیمارستان در شب تصادف و…- را در دادگاه بیان نکرده است. دکتر نریمان از جواب دادن طفره می‌رود و در نهایت همسر وی می‌پرسد که آیا پسرک واقعا در اثر جابجایی مهره گردن جان سپرده است یا مسمومیت غذایی؟ جواب دکتر نریمان به این پرسش همچنان سکوت است و داستان با این سوال به پایان می‌رسد.

اما نکات قابل توجه، درباره‌ی فیلم سینمایی بدون تاریخ، بدون امضاء (از نگاه من) موارد زیر را شامل می‌شود:

  • علی‌رغم اینکه داستان کلی فیلم قابل حدس زدن است، اما جزئیات و روند کلی داستان پرکشش و جذاب است.

  • بازی امیر آقایی در نقش دکتر کاوه نریمان بسیار خوب بوده و نقشش برای مخاطب باورپذیر است

  • وجود یک پدر پیر در خانه دکتر نریمان قابل تأمل است، داستان فیلم هیچ توضیحی در مورد گذشته هیچ از شخصیت ها به ما نمی‌دهد و ما فقط می‌بینیم که پدر پیر دکتر نریمان احتمالا حیات نباتی دارد و همیشه بر روی یک تخت بوده و پرستاری از وی نگهداری می‌کند. به نظر می‌رسد نویسنده از این طریق قصد دارد پیامی را به ما منتقل کند؛ آیا پدر پیر دکتر نریمان در اثر یک تصادف به این روز افتاده است و حالا دکتر خود را در تصادف پیش آمده به همین دلیل بیش از حد معمول مقصر می‌داند؟ چرا همسر دکتر کاوه نریمان در خانه‌ای جداگانه زندگی می‌کند؟ آیا در خصوص نگهداری پدرپیر دکتر کاوه نریمان قبلاً مشاجره‌ای بین آنها شکل گرفته است که منجر به زندگی جداگانه آنها شده است؟

  • پایان‌بندی فیلم با اینکه به صورت پایان باز است، اما در کل دو گزینه پیش روی ما گذارده می‌شود که یا دکتر نریمان در معاینه دوم تشخیص جابجایی مهره گردن را درست تشخیص داده است؛ و یا اینکه با توجه به عذاب وجدان و به جهت کمک به خانواده پسرک صرفاً نتیجه معاینه دوم را تغییر داده است که با دادن دیه مشکلات آن خانواده کمتر شود، که البته مورد دوم محتمل‌تر است.

  • چندین داستان ناتمام در حین فیلم رخ می‌دهند که هیچکدام سرانجامی ندارند و صرفاً برای آشنایی بیشتر مخاطب یا شخصیت هایش داستان است. این می‌تواند به حساب واقع‌گرایی فیلم گذاشت که در انتها همانند برخی فیلم‌ها، سعی در حل همه چیز ندارد.


آیا شما این فیلم را دیده‌اید؟ آن را چطور ارزیابی می‌کنید؟ خوشحال می‌شوم که نظرات خود را درباره‌ی فیلم بدون تاریخ، بدون امضاءاثر وحید جلیلوند، با من و سایر خوانندگان این نوشته، از طریق ارسال نظر به اشتراک بگذارید.


برچسب‌ها:،،،،،،
مرتضی اسدی
مرتضی اسدی
سلام! من مرتضی اسدی هستم، یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار و در این وبلاگ دست‌نوشته‌هایم را می‌نویسم.

نظرات


پويا

سلام. من به تازگي فيلم را ديدم. اتفاقا نقد و توضيحات شما به نسبت باقي نقدها برايم قابل قبول تر بود. جداي از فاصله طبقاتي و مشكلات اجتماعي كه به نظرم با وجود معماگون بودن فيلم و ماجراها خيلي ظريف به آنها پرداخته شده ، شده با يك نگاه يا يك جمله نصفه و نيمه حتا ، فيلمساز قصد دارد وجدان را به نمايش بگذارد. انسانيت را... . به طور يقين علت مرگ همان بود كه قبلا تاييد شده بود. ولي قصد فقط كمك رساني به خانواده اي بود كه مرد آن به صورت غير قابل باوري حاضر شده كه مرغ مرده به خورد زن و بچه اش بدهد. او ميخواهد انگار كمي از بار كساني را كه در اين زمينه مقصرند به دوش بكشد. اتفاقا به نظر من خيلي خوب به شخصيت پردازي طبقه ي موسا و زنش هم پرداخته. اعتراض زن موسا در جلسه دادگاه آخر جالب بود. و سكوت خود موسا. نكات گنگ و منفي هم داشت . در كل فيلم تامل برانگيزي بود.

مجتبی

خیلی مزخرف تموم شد

مهرداد محمودزاده

باسلام وعرض ادب وخسته نباشید خدمت تمامی دست اندرکاران فیلم بدون تاریخ بدون امضا.من فیلم را دیدم . وتمامی نقدها را خواندم وبه تمامی عقایداحترام میگذارم .چیزی را که جای سوال برایم در این فیلم بودو از نقادان به چشمم نخورد اینکه در تمامی نقدها ندیدم کسی ازاسم این فیلم نقدی کند.چرا بدون تاریخ بدون امضاء؟ مگردرفیلم تاریخی یا امضایی برجسته واتفاق ساز بود؟ بهتر نبود اسم این فیلم رابرمبنای انسانیت و یا وجدان میگذاشتید؟ مگر نه اینکه کارگردان بینندگان را به وجدان وانسانیت تشویق میکند؟مگر نه اینکه تمامی آنهایی که بدنبال نتیجه فیلم بودند خود فهمیدند که کار اصلی دکتربعد ازعذاب وجدانش ازاینکه مرگ کودک در اثر تصادف نبود کمک به خانواده کودک بود؟اگر نظر شخصی خود را نسبت به فیلمهایی که پایانی به ظاهرگنگ و نامفهوم دارند بگویم،اینکه اقلا اسم فیلم نیجه پایانی فیلم را مشخص کند.به نظر شما این بهتر نیست؟اسم فیلم را میگذاشتند "انسانیتی برمبنای وجدان"

سیاوش گودرزی

با سلام
اگر قرار بود که آقای دکتر با مقصر جلوه دادن خودش به اون خانواده کمک کنه دو احتمال وجود داره
اول هزینه دیه رو اداره بیمه بده که ظاهرا توی فیلم میگه که بیمه دو ماه پیش تموم شده و اگرم تموم نشده بود با توجه به انسانیت دکتر اداره بیمه رو محق در پرداخت بیمه نمیدونست پس کلا این فرض باطله
دوم هزینه دیه رو خود آقای دکتر متقبل بشه آیا برای انجام این کار الزامی بود که خودش را در اذهان قاتل و حتی مسبب قتل دوم نشون بده؟آیا نمیتونست هزینه دیه رو به عنوان کمک بلاعوض در اختیار اون خانواده قرار بده بدون اینکه خودش رو بیخود مقصر نشون بده
و نتیجه گیری اینکه ابهام آخر فیلم اصلا مفهومی نداشت و بی دلیل بود
یا حق

ستاره

به نظرم من کاوه نریمان با قبول علت مرگ با تصادف فقط میخواست بار رواتی اینکه پدر خانواده مسبب مرگ بوده را در ذهن مادر و پدر پسر بچه از بین ببره شاید این که بعضی از دوستان گفتن میتونسته کمک بالاعوض کنه تاثیری در به ریختن اون خانواده نداشته با توجه به اینکه مادر بچه پدر خانواده رو مسبب مرگ میدونسته و در کل خانواده صدقه بگیری نبودن.
از یه طرف غیر واقعی نشون دادن دلیل مرگ از نظر قانونی به نظرم اصلا درست نیست و انسانیتی که دکتر به خرج میده رو یا عدم صداقت آخر فیلم تحت الشعاع قرار میده.

شیبانی

با سلام فیلم اموزنده و خوب بود و بازیگران بسیار خوبی داشت هم تاکید برای مصرف غذاهای سالم و هم وجدان داشتن دکتر را نشان داد...ممنون

بیات

عالی بود. با موضوع بکر و جذابیت خاص و بازیهای بی نظیر بازیگران . مثل همیشه نوید محمد زاده بازیش حرف نداشت و امیرآقایی هم واقعا خوب نقش و اجرا کرده.

ابراهیم

سلام و عرض ادب
کار دکتر نریمان واقعا انسانی بود، هر چند من احساس کردم جلسه داداگاه آخر فیلم موسا متوجه کار دکتر نریمان شده بود

م

به افتضاح ترين شكل ممكن فيلم تمام شد واقعاً ناراحتم چرا وقت براى ديدن اين فيلم گذاشتم

ساسان

سلام
هیچ کس هیچ کس مخصوصا پزشکای جامعه ما همچین کاری نمی کند و فیلم غیرواقعی و آبکی بود. کاش اینجوریا بود ولی نیست. والسلام

iman

سلام
- رابطه کارکترا افتضاح بود - دیالوگ جذابی نداشت ، چالش ... آنتاگونیست خاصی رو مخاطب حس نمیکرد - موسیقی متن ضعیفی داشت باتوجه به جوو سنگین فیلم - مخاطب به دلیل اطلاعات کم و.. تا اواسط فیلم ارتباطی و کششی با موضوع و داستان پیدا نمیکنه - موضوع به صورت کلی پتانسیل خوبی داشت اما بیماری و مرگ پسر .. درگیری و به زندان افتادن پدر جاهایی بود که بنظر پتانسیل بیشتری داشت ولی زمان کمی روش صرف شد ، ایکاش فیلم یه پختگی داشت که آخرش مبهم تموم شه
و این بنظرم ضعفه
، میتوانست با ریشه ای نگاه کردن به همه شرایطی که دست به دست هم دادن تا این ماجرا شکل بگیره ، بازیگر بذر رو بکاره و نتیجش رو حداقل نسبی برداشت کنه یعد مخاطب رو با دنیایی از سوال و ابهام رها کنه
متشکر

سعید

سلام
اولا به نظر من اونایی که میگن فیلم مزخرفی بود همیشه دنبال معمای حل شده میگردن
واما فیلم...اگردکتر نریمان فقط دنبال کمک مالی ودادن دیه به خانواده موسی بود هیچ وقت دنبال نبش قبر نمیرفت اگه یادتون باشه موقع باز سازی صحنه قتل موسی به بازپرس میگه دنبال چی هستی؟میخواین بکشیدم بالا بکشیداگرم نکشیدم بیام بیرون من خودمو خلاص میکنم چون عذاب وجدان داشت دیدیدبه خانمش گفت نگاهم کن خانمش گفت من نگاه تو صورتت نمیکنم دیدیدموقع ملاقات به دکتر نریمان گفت خانمم دیگه نگاه توصورتم نمیکنه.دیدیدخانمش گفت رفتم ملاقاتش نمیادببینمش هم بندیش‌میگه خجالت میکشه شمارو ببینه
مسبب مرگ کودک تصادف نبودام کودک مسموم بوداما دکتر نریمان میخواست موسی رو از عذاب وجدان رها کنه وبه زندگی برگرده ویک کمکی هم بهش کرده با‌‌شه

افسون

باعرض سلام...
من همه ی نقدهارو خوندم و همه قابل احترام هستن.
اما میخواستم درجواب اون دوستی ک گفتند یه همچین پزشکایی نداریم بگم که سخت در اشتباه هستن و ما پزشکای با وجدان کم نداریم من خیلیاشون رو میشناسم.
و در باره ی فیلم اینکه داستان بقدری جذاب بود که من چند روز همه ش تو فکرش بودم و تو این فیلم به طور کامل فقر نداری غیرت مردانگی وجدان انسانیت به نمایش گذاشته شده.
مردی که از فقر مرغ مرده میداده به خورد زن و بچش.دکتری که با انسانیت خودش رو در انظار قاتل نشون داده تا باری از دوش پدر خانواده ک خودش رو مقصر مرگ بچه ش میدونسته برداره.
پدری ک غم مرگ بچه ش داشته دیوونه ش میکرده اما مردانگیش بهش اجازه نمیده جلو چشم زن و بچه ش گریه کنه و میره تو خرابه و فریاد میزنه.
وبازم پدری ک با غیرتش مسبب مرگ بچه ش و میکشه البته ناخواسته بوده ولی بازم میخواسته حسابش و برسه.
و دربارهی انتخای فیلم لقمه رو ک نباید جویده بذار تو دهن ما ما هم باید کمی فکر کنیم تا شاید مغز ما هم با این خیال پردازی ها رشد کنه...
ممنون ک وقت گذاشتید.یاعلی.