خلاصه و نقد فصل پنجم سریال آینه‌ی سیاه (Black Mirror)

فصل پنجم سریال آینه‌ی سیاه (بلک میرور) دیروز منتشر شد و من به لطف یکی از دوستانم از انتشار این فصل با خبر شدم. این فصل دارای سه قسمت است و از آنجایی که قبلا هم خلاصه و نقد فصل‌های قبلی این سریال را نوشته‌ام، در این نوشته قصد دارم به بررسی، نقد و خلاصه‌ی هر یک از قسمتهای اول، دوم، سوم این فصل بپردازم؛ هرچند که به نظر من، فصل جدید این سریال چنگی به دل نمی‌زند و فکر می‌کنم این سریال در این فصل، از داستان‌های چالشی و دید انتقادی خود فاصله گرفته است.

خلاصه و نقد سایر فصل‌های سریال آینه‌ی سیاه:

نقد و خلاصه‌ی قسمت اول فصل پنجم سریال آینه سیاه: Striking Vipers

داستان قسمت 1 فصل 5 سریال بلک میرور در زمان حال اتفاق می‌افتد.

این قسمت داستان دو دوست صمیمی به نام‌های آنتونی و کارل را نشان می‌دهد که در طول زمان هر کدام‌شان ازدواج کرده و تشکیل خانواده می‌دهند. هر دوی آنها علاقمند به بازی‌های کامپیوتری هستند؛ کارل به عنوان هدیه‌ی تولد، یک بازی به نام Striking Vipers (چیزی شبیه تیکن یا مورتال کمبت) و یک کنسول به دوستش هدیه می‌دهد که بتوانند به صورت آنلاین با هم بازی کنند. این بازی به نوعی به صورت واقعیت مجازی (VR) بوده و بازی‌کنندگان می‌توانند در قالب شخصیت‌های بازی آن را انجام بدهند و احساسات نیز در طول بازی به فرد انتقال داده می‌شود. آنتونی و کارل در قالب دو شخصیت بازی به طور اتفاقی یک رابطه جنسی را تجربه می‌کنند و با توجه به قابلیت انتقال احساسات بازی، به این رابطه معتاد می‌شوند. در ادامه آنتونی سعی می‌کند پایبند به خانواده و همسرش باشد و کشمکش‌های زیادی بوجود می‌آید؛ اما درنهایت این رابطه‌ی مجازی توسط همسر آنتونی (به صورت محدود) مورد پذیرش قرار می‌گیرد.

داستان این قسمت همانند فصل‌های قبلی این سریال چالشی نیست و تنها به تقابل یک تکنولوژی با احساسات و عواطف انسانی می‌پردازد؛ چیزی که در فصل‌های قبلی بلک‌میرور به صورتی کامل‌تر به آن پرداخته شده است. اما نکته‌ی مثبت این قسمت به نظر من، تلاش یک مرد (آنتونی) برای غلبه بر احساسش و پایبندی به خانواده‌اش بود؛ این کشمکش درونی همراه با روزمرگی‌های خسته‌کننده‌ی او به خوبی در این قسمت به تصویر کشیده شده است.

نقد و خلاصه‌ی قسمت دوم فصل پنجم سریال سیاه آینه: Smithereens

قسمت 2 فصل 5 سریال بلک میرور در زمان حال حاضر و در شهر لندن رخ می‌دهد.

این قسمت داستان مردی را روایت می‌کند که‌ در هنگام رانندگی حساب خود در یک شبکه اجتماعی (شبیه فیسبوک) را چک کرده و با این کار موجب تصادف و کشته‌شدن نامزدش می‌شود و از آنجایی که خودش را مقصر می‌داند؛ تلاش می‌کند با گروگان‌گیری با مالک و خالق این شبکه‌ی اجتماعی تماس بگیرد و از اعتیادآور بودن این شبکه اجتماعی انتقاد کند.

از نظر من داستان این قسمت دو نکته‌ی عمده دارد؛ مورد نخست مربوط به اعتیادآور بودن شبکه‌های اجتماعی است که احتمالا در مورد آن زیاد شنیده‌اید و خود داستان هم به طور مستقیم به آن می‌پردازد. اما مورد دوم مربوط به ردپایی است که ما از خودمان در شبکه‌های اجتماعی به جای می‌گذاریم، خیلی از ما روزانه در شبکه‌های اجتماعی در حال خودافشایی هستیم؛ از خودمان،‌ نزدیکانمان، علایق‌مان و بسیاری چیزهای دیگر، متن و عکس و فیلم به اشتراک می‌گذاریم؛ گویی هر کدام از ما در حال تکمیل پرونده‌ی سوابق خود برای عموم هستیم؛ چیزی که هر فردی را قادر می‌سازد با چند کلیک، (زودتر از هر نهاد مانیتورکننده‌ای مثل پلیس) به کل اطلاعات زندگی ما دسترسی داشته باشد.

نقد و خلاصه‌ی قسمت سوم فصل پنجم سریال آینه سیاه: Rachel, Jack and Ashley Too

قسمت 3 فصل 5 سریال بلک میرور در زمان حال روی می‌دهد.

داستان این قسمت دربار‌ه‌ی یک خواننده‌ی پاپ است که تهیه‌کننده و مدیر برنامه‌هایش به دلیل اختلاف نظر سعی در حذف او را دارند، اما نهایتا او به کمک یکی از هوادارانش نقشه‌ی آنها را خنثی می‌کند.

داستان این قسمت برخلاف فصل‌های دیگر بلک‌میرور چالشی نیست و نکته‌ی خاصی برای نقد و بررسی بیشتر در اختیار ما قرار نمی‌دهد.

اگر شما هم فصل پنجم سریال بلک میرور را دیده‌اید، خوشحال می‌شوم که نظرات خود را درباره این فصل، برای من و خوانندگان این نوشته بنویسید.


برچسب‌ها:،،،،
مرتضی اسدی
مرتضی اسدی
سلام! من مرتضی اسدی هستم، یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار و در این وبلاگ دست‌نوشته‌هایم را می‌نویسم.

نظرات


حسین

میشه اسم نقد کننده رو از رو خودتون بردارید
شما فقط اسپویل میکنید و نه هیچ چیز دیگه
و نمیشه اسم این کار شما رو نقد گذاشت