خلاصه و نقد کتاب سینوهه اثر میکا والتاری
کتاب «سینوهه، پزشک مخصوص فرعون» نوشتهی میکا والتاری است که در سال ۱۹۴۵ منتشر شده است. داستان این کتاب از زبان سینوهه، پزشک مشهور مصری روایت میشود و شامل رویدادهای زندگی او و وقایع خاورمیانه در قرن چهاردهم پیش از میلاد است. من به تازگی این کتاب را با ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری خواندم و میخواهم کمی دربارهی آن بنویسم.
خلاصه کتاب سینوهه اثر میکا والتاری
داستان از جایی شروع میشود که سینوهه در کهنسالی در حال نوشتن زندگینامهاش است. در نوزادی او را به رود نیل سپره بودند که خانوادهای فقیر او را پیدا کرده و به فرزندی قبول میکند. در جوانی تلاشهای پدرش منجر به تحصیل او در دارالحیات و فارغالتحصیلیاش به عنوان پزشک میشود. در جوانی سینوهه به همراه غلام خود به کشورهای سوریه، بابل و هاتی سفر میکند و درنهایت به مصر بازمیگردد. در همین حین فرعون مصر به یکتاپرستی روی میآورد و با خدای مصر (آمون) مخالفت میکند؛ ثمرهی این مخالفت درگیریهای داخلی و کشته شدن مردم است. همچنین همسایگان مصر از صلحجویی فرعون، سوءاستفاده میکنند و بخشهایی از کشور را تصرف میکنند. این وقایع باعث میشود که سینوهه (به عنوان پزشک سلطنتی) به همراه بزرگان مصر (هورمهب و آمی) موجبات مرگ فرعونِ بیمار را فراهم کنند. سپس خدای قدیمی مصر (آمون) دوباره بازمیگردد و با فرماندهی هورمهب، مصریان موفق میشود مناطق تصرف شده را پس بگیرند. درنهایت هورمهب به عنوان فرعونِ جدید مصر تاجگذاری میکند. هرچند اوضاع اقتصادی مصر دوباره بهتر میشود، اما انتقادات صریح سینوهه منجر به تبعیدش میشود. سینوههی کهنسال در تبعید زندگینامهاش را مینویسد و حسرت خاطرات شیرینی کودکیاش را میخورد.
نقد کتاب سینوهه اثر میکا والتاری
-
دقت تاریخی میکا والتاری در نوشتن این کتاب حائز اهمیت است؛ نویسنده فضای تاریخی مصر باستان (14 قرن پیش از میلاد) به خوبی در کتاب تصویرسازی کرده است. شخصیتهای تاریخی، سیاست، فرهنگ، اوضاع اجتماعی و پزشکی در مصر باستان، بسیار خوب پرداخته شدهاند؛ اما باید توجه کرد که این کتاب یک رمان تاریخی-ادبی است و لزوماً همهی وقایع ذکر شده در آن مطابق با تاریخ واقعی نیست.
-
ترجمهی ذبیحالله منصوری از این کتاب، ترجمهی اقتباسی است و مترجم بنا به تشخیص خود، بخشهای از کتاب را با شرح و بسط ترجمه کرده است؛ این مورد شاید موردِ پسند برخی از خوانندگان کتاب نباشد، اما من آن را پسندیدم؛ انگار مترجم همانند قصهگویی دلسوز، در حال تعریف کردن داستان برای ماست؛ در بخشیهایی از داستان توضیحات بیشتری میدهد، در جایی دیگر (داستان نِفِرنِفِرنِفِر) احساساتش را بیان میکند. به نظر من این سبکِ ترجمه، باعث جذابتر شدن و گیرایی بیشتر داستان شده است.
-
یکی از بخشهای تأمل برانگیز در کتاب، صحبتهای کاهنی به نام هریبور است. در گفتگوی با او، سینوهه معتقد است که اقدامات آخناتون درنهایت منجر به عدالت و برابری میشود، اما هریبور معتقد است که در تمامی حکومتها دو گروه اغنیاء و فقراء وجود خواهند داشت. همچنین هریبور میگوید: «آنچه سبب میشود که در ملت غنی و فقیر به وجود بیاید این نیست که اغنیاء بیش از فقراء به مردم خیر میرسانند و خدمت میکنند، بلکه تفاوت بین غنی و فقیر براثر دو چیز به وجود میآید: یکی خدا و دیگری حکومت. هرجا که خدایی وجود دارد و حکومتی موجود است عدهای غنی و دستهای فقیر میشوند؛ زیرا کاهنان خدای مصر به خود حق میدهند که بهتر از دیگران زندگی کنند و غنیتر باشند و کارکنان حکومت هم خود را ذیحق میدانند که از تمام مزایا برخوردار شوند. این دو دسته برای اینکه تفاوت بین خود و دیگران (یعنی بین غنی و فقیر) را حفظ نمایند قوانینی را بهموقع اجرا میگذارند که حتیالقوه فقراء ثروتمند نشوند و بهپای آنها نرسند». این سخنان انگار همیشه مصداق دارند، رنگ و بویی حقیقی دارند و خواننده را به فکر فرو میبرند.
-
درونمایهی داستان سینوهه تراژدی است و غمگین بودن سینوهه در آخر داستان، ناشی از ناکامی اوست؛ اشتباه او در جوانی، منجر به مرگ پدر و مادرش میشود. سینوهه دوبار عاشق میشود (مینا و مریت) ولی هر بار نمیتواند با کسی که دوست دارد زندگی طولانی داشته باشد. او پس از مرگ پسرش (تهوت) به هویت او پی میبرد. همچنین به طور مبهم میفهمد که ممکن است فرزند فرعون باشد، درحالی که این دانستن برای او سودی ندارد. بعلاوه کارهایی که سینوهه علیرغم میل باطنیاش انجام میدهد نیز در ناکامی او در پیری نقش داد: همکاری در کشتن آخناتون و مسموم کردن شاهزاده شوباتو. همهی این وقایع باعث میشود که سینوهه در آخر زندگی خوشحال نباشد و حسرت گذشته را بخورد.
آیا شما سینوهه، پزشک مخصوص فرعون را خواندهاید؟ خوشحال میشوم که نظرتان دربارهی این کتاب را بنویسید.
برچسبها:مرتضی اسدی،معرفی کتاب،
