خلاصه رمان ۱۹۸۴ اثر جورج اورول

رمان ۱۹۸۴ (یا هزار و نهصد و هشتاد و چهار) نوشته جورج اورول است. وی این کتاب را تقریبا چهار سال بعد از رمان مشهور قلعه‌ی حیوانات نوشته است. جورج اورول در این کتاب حکومتی تمامیت‌خواه را به تصویر می‌کشد که بر تمام جنبه‌های زندگی مردم جامعه‌اش، نظارت و کنترلی همه جانبه دارد. من این کتاب را با ترجمه‌ی سیروس نورآبادی و محسن موحدی زاد در کتابراه خواندم و در این نوشته قصد دارم اندکی درباره آن بنویسم.

خلاصه رمان ۱۹۸۴ اثر جورج اورول

در رمان ۱۹۸۴ دنیا شامل سه کشور بزرگ اقیانوسیه، اوراسیا و ایستاسیا است. وینستون اسمیت شخصیت اصلی داستان است که در شهر لندن (در کشور اقیانوسیه) زندگی می‌کند. نظام سیاسی این کشور بدین گونه است که در راس قدرت رهبر آن، یعنی «برادر بزرگ» قرار دارد، سایر تقسیم‌بندی‌های جامعه شامل اعضای رده‌بالای حزب، اعضای عادی حزب و طبقه کارگر می‌شود. اقیانوسیه همیشه با یک از دو کشور موجود هم‌پیمان و با کشور دیگر در حال جنگ است. تما تشکیلات دولت در بین چهار وزارت‌خانه تقسیم می‌شود؛ «وزارت حقیقت» با اخبار، تفریحات، آموزش و هنر سروکار دارد، «وزارت صلح» به امور جنگ می‌پردازد، «وزارت عشق» مسئولیت برقراری نظم و قانون را برعهده دارد و «پلیس اندیشه» قوی‌ترین و خطرناک‌ترین عامل وزارت عشق در تفتیش عقاید و شناسایی مجرمین است؛ چهارمین وزارت‌خانه هم «وزارت فراوانی» مسئول امور اقتصادی و جیره‌بندی است. در این ساختار مردم حق یادداشت و ثبت چیزی را ندارند و دولت به صورت پیوسته تمامی مطالب و نوشته‌های گذشته را تغییر داده و با زمان حال منطبق می‌کند؛ گویی که هیچ پیش‌بینی و خبر اشتباهی وجود نداشته باشد. همچنین دستگاهی به نام صفحه‌ی سخنگو در خانه‌ی تمامی اعضای حزب وجود دارد که به طور همزمان هم دستگاه فرستنده است و هم دستگاه گیرنده. خیانتکار اصلی به کشور اقیانوسیه، فردی است به نام گلدستاین؛ که زمانی از اعضای رده بالای حزب و تقریبا هم‌رده برادر بزرگ بوده است،‌ اما به یکباره دست به فعالیت‌های انقلابی زده به مرگ محکوم شده است، اما به طرز مرموزی گریخته و ناپدید شده است؛ همچنین مردم می‌گفتند که او تشکیلات مخفی به نام «انجمن اخوت» دارد.

رمان ۱۹۸۴ اثر جورج اورول تصویر از chris woods

وینستون (شخصیت اصلی داستان) یکی از اعضای عادی حزب است که کارش در وزارت حقیقت، اصلاح خبرها، روزنامه‌ها و نامه‌های گذشته و انطباق آن‌ها با وضعیت امروز است. اما او در دل از «برادر بزرگ» متنفر است و بالاخره روزی (در اقدامی خلاف قانون) به صورت مخفی یک دفترچه‌ی قدیمی می‌خرد و در آن شروع به نوشتن افکار و اندیشه‌های خود می‌کند. به دلیل ممنوعیت نوشتن و ثبت خاطرات، وینستون گذشته‌ی خود و خانواده‌اش را به صورت مبهم به یاد می‌آورد. در ادامه‌ی داستان وینستون با یکی از اعضای حزب به نام جولیا آشنا می‌شود و علی‌رغم ممنوع بودن روابط عاشقانه بین اعضای حزب، با هم وارد رابطه می‌شوند. پس از مدتی آن دو تصمیم می‌گیرند که برعلیه حزب شروع به مبارزه کنند و با فردی به نام اُبراین (از اعضای رده بالای حزب) که وینستون گمان می‌کند که او عضو انجمن اخوت است، آشنا می‌شوند؛ آنها با اُبراین ملاقات می‌کنند و عضو انجمن اخوت می‌شوند و اُبراین کتاب مخفی گلدستاین را برای مطالعه به آن‌ها می‌دهد. اما اُبراین درحقیقت مامور حزب برای مقابله با جرایم فکری است و دیری نمی‌پاید که وینستون به همراه جولیا دستگیر می‌شوند. وینستون انواع شکنجه‌های روحی و جسمی را تجربه می‌کند و در اتاق ۱۰۱ توسط اُبراین و تحت شکنجه‌های جسمی و روحی، درنهایت می‌پذیرد که حقیقتی به جز آنچه حزب می‌گوید وجود ندارد. وینستون پس از آزادی، شغل پاره‌وقت در وزارت‌خانه بدست می‌آورد و روزی اتفاقی جولیا را در خیابان می‌بیند و متوجه می‌شود که دیگر علاقه‌ای به او ندارد. در پایان داستان وینستون با دیدن تصویر «برادر بزرگ» در اخبار، متوجه می‌شود که عاشق «برادر بزرگ» شده است.

اما نکات داستان 1984 که از نظر من مهم بوده‌اند شامل موارد زیر هستند:

  • پایان‌بندی داستان ۱۹۸۴ غم‌انگیز است، داستان فردی که نمی‌خواهد همانند بقیه، دروغی بزرگ را باور کند و سرانجام تحت فشار و شکنجه آن را می‌پذیرد. اما از یک منظر این یک پایان‌بندی واقع‌گراست؛ چرا که به قول معروف «با یک گل بهار نمی‌شود.» و در دنیای واقعی خیلی کم پیش می‌آید که تلاش یک فرد، سرنوشت یک ملت تغییر کند.

  • شباهت قوانین حاکمیت در رمان ۱۹۸۴ با قوانین حکومت‌های تمامیت‌خواه یکی از دلایل محبوبیت این رمان است؛ استمرار دیکاتوری جز با سرکوب و کنترل مردم ممکن نخواهد بود و تا زمانی که نظام دیکتاتوری در جهان حاکم باشد، کتاب ۱۹۸۴ به دلیل شباهت نظام دیکتاتوری‌اش با نظام‌های دیکتاتوری موجود، همچنان محبوب و پرمخاطب خواهد بود.

  • عده‌ای معتقدند که کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول، به دلیل تبلیغات رسانه‌های غربی برای تقابل با حکومت سوسیالیستی شوروی به شهرت رسیده‌ است؛‌ چرا که جهان سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) در تلاش است به مردم ثابت کند به جز سرمایه‌داری هیچ روشی برای اداره‌ی جهان، ممکن نخواهد بود.

  • به نظر من جورج اورول حرف اصلی‌اش را در جایی از کتاب می‌زند که شخصیت وینستون در حال مطالعه‌ی کتاب مخفی گلدستاین است، مواردی نظیر «جنگ‌هایی که باید همیشه وجود داشته باشد، اما حکومتی را از بین نبرد» و یا «عدالت اجتماعی و توزیع برابر ثروت و رفاه که با صنعتی شدن به راحتی قابل دستیابی است، اما از رسیدن به آن ممانعت می‌شود» جزء حقایق پنهانی است که جورج اورول در کتابش (از زبان گلدستاین) به آن اشاره می‌کند. از نظر من این قسمت از کتاب ۱۹۸۴ ارزش چندبار خواندن را دارد.

آیا شما نیز رمان ۱۹۸۴ را خوانده‌اید؟ خوشحال می‌شوم که دیدگاه‌های خود را درباره این رمان، از طریق ارسال نظر با من و خوانندگان این نوشته درمیان بگذارید.


برچسب‌ها:،،،،،،،
مرتضی اسدی
مرتضی اسدی
سلام! من مرتضی اسدی هستم، یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار و در این وبلاگ دست‌نوشته‌هایم را می‌نویسم.

نظرات


محمد جواد

سلام. به نظرم کتاب 1984 جزء کتابهای خوب هست که به همه توصیه می‌کنم بخون و همچنین کتاب دنیای قشنگ نو از آلدوس هاکسلی.

شیرین

سلام. به نظر من 1984 از اون رمانهایی هست که پس از خوندنش همیشه با آدم هست. شخصیتهاش، تیکه‌کلامهاش، ایده‌هاش و خیلی چیزهای دیگه‌اش.